بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘وبلاگ اسکالپل’

حتی نفس نفس زدنش هم عذاب بود

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

امام جواد علیه السّلام ، این امام بزرگوار هم گوشه ی مهمی از جهاد همه جانبه اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی به ما آموخت . آن درس بزرگ این است که در هنگامی که در مقابل قدرت های منافق و ریاکار قرار می گیریم ، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابله با این قدرت ها برانگیزیم. اگر دشمن ، صریح و آشکار دشمنی بکند و اگر ادعا و ریاکاری نداشته باشد ، کار او آسان تر است. اما وقتی دشمنی مانند مأمون عباسی چهره ای از قداست و طرفداری از اسلام برای خود می آراید ، شناختن او برای مردم مشکل است . در دوران ما و همه ی دوران های تاریخ ، قدرتمندان همیشه سعی کرده اند وقتی از مقابله رویارویی با مردم عاجز شدند ، دست به حیله ی ریاکاری و نفاق بزنند.امام علی بن موسی الرّضا و امام جواد صلوات الله علیهم همّت بر این گماشتند که این ماسک تزویر و ریا را از چهره ی مأمون کنار بزنند و موفق شدند.

این بزرگوار نمودار و نشانه ی مقاومت است . انسان بزرگی است که تمام دوران کوتاه زندگی اش با قدرت مزوّر و ریاکار خلیفه ی عباّسی  - مأمون – مقابله و معارضه کرد و هرگز قدمی عقب نشینی نکرد و تمام شرایط ذشوار را تحمل کرد و با همه ی شیوه های مبارزه ی ممکن ، مبارزه کرد . اولین کسی بود که به طور علنی بحث آزاد را بنیان گذاری کرد  . در محضر مأمون عباسی  ، با علما و داعیه داران  و مدعیان و موجّهان  ،درباره ی دقیق ترین مسائل حرف زد و استدلال کرد و برتری خود را و حقانیت سخن خود را ثابت کرد. بحث آزاد ، میراث اسلامی ماست ، بحث آزاد در زمان ائمه هدی رایج بوده است و در زمان امام جواد به وسیله ی آن امام بزرگوار با آن شکل نظیف انجام گرفته است.

انسان ۲۵۰ ساله ، بیانات حضرت آقا درباره ی زندگی سیاسی – مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السّلام ، نشر صهبا ، صص ۳۲۱ و ۳۲۲

پی نوشت : هنر تشیع ، فعال کردن ظرفیت هایی است که مغفولند .اتصال به سرچشمه ی حکمت می خواهد و خوش سلیقگی . هر تیغی که حواله ی تشیع شده است با تدبیر اهلش و با قوت دو چندان برگشت داده شده است . شیعه ی امیرالمومنین علیه السّلام بن بست ندارد.

لب تشنه بود … تشنه ی یک جرعه آب بود ، مردی که دردهای دلش بی حساب بود ، پا می کشید گوشه ی حجره به روی خاک ، پروانه وار غرق تب و التهاب بود ، از بس که شعله ور شده بود آتش دلش ، حتی نفس نفس زدنش هم عذاب بود …  در ازدحام هلهله های کنیزکان ، فریاد استغاثه ی او بی جواب بود ، یک جرعه آب نذر امامش کسی نکرد ، رفع عطش اگرچه کمال ثواب بود ، آخر شبیه جد غریبش شهید شد ، آری دعای خسته دلان مستجاب بود* … لا یوم کیومک یا اباعبدالله

* جناب یوسف رحیمی

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

"حالا عده‌یى همه‌ى همّ و غمشان این است که درست بعکس عمل کنند!"

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

در
دوران ریاست جمهورى و زمان حضور امام – آن هم حضور قدرتمندانه‌ى ایشان – خیلى از
اوقات خلاصه‌ى ملاقاتهایى که با من مى‌شد، مى‌نوشتم. الان که نگاه مى‌کنم، مى‌بینم
خیلى از حرفهایى که حالا بعضیها مى‌زنند که آقا چنین شد، چنان شد، آن‌وقت مى‌آمدند
به ما مى‌گفتند که چنین شد، چنان شد

اصلاً
عده‌یى هستند که خوششان مى‌آید بگویند آقا بردند، غارت کردند، چنین کردند، دشمن
پیروز شد، دشمن مسلط شد! دشمن غلط مى‌کند که پیروز بشود. پیروزى دشمن به این است
که دلهاى مؤمنین را از جا بکند. پیروزى دشمن به این است که بهترین جوانان این
مملکت، در ناصیه‌ى این کشتى، نور رستگارى نبینند
.

در سخت‌ترین اوقاتى که در جنگ به ما ضربه وارد مى‌شد،
امام با آن دل بزرگ و با آن ناصیه‌ى منور الهى امید مى‌داد. در ماجرایى ضربه‌ى
سختى خوردیم. خدمت امام آمدند و گفتند که ما شکست خورده‌ایم. فرمود: شکست نبود؛
عدم‌الفتح بود. عدم‌الفتح، یعنى پیروز نشدیم
.

شما ببینید یک حادثه را دوگونه
مى‌شود معنا کرد. هزار نفر از ما کشته شدند، پنج هزار نفر کشته شدند، اما دوگونه
مى‌شود این را تفسیر کرد: تفسیر شکست، تفسیر عدم‌الفتح. معناى فرمایش امام این بود
که طورى نشده است؛ مى‌خواستید پیروز بشوید، اما هنوز نشده‌اید. همیشه این‌طور به
ما امید مى‌داد، این‌طور جامعه و کشور را حرکت مى‌داد؛ حالا عده‌یى همه‌ى همّ و
غمشان این است که درست بعکس عمل کنند
!

با این‌که با زایل شدن امپراتورى شرق، امریکا به حسب ظاهر
قدرتمندتر شده، من الان هم با تمام قوّت قلب و به فضل پروردگار و با اتکاء به حول
و قوّه‌ى الهى، از بن دندان اعتقادم این است که اگر امریکا تمام نیروهایش را براى
ضربه زدن به این انقلاب بسیج کند، نخواهد توانست هیچ غلطى بکند.
تلاش مى‌کنند،
زحمت مى‌کشند، مى‌خواهند کارهایى بکنند؛ اما اوج غرورشان، نقطه‌ى ضعفشان است. من
الان نقاط ضعف این قدرتمندان ظاهرى و پوشالى را احساس مى‌کنم؛ تضادهایشان بتدریج
روشن خواهد شد
.

 بله، در مقابل جبهه‌ى اسلامى خواهند ایستاد؛ اما
جبهه‌ى اسلامى، با آن جناح امپراتورى مارکسیستى چپ که توانسته بودند با ترساندن
مردم خودشان از آن، آن اتحاد و وحدت را بین خودشان به وجود بیاورند، فرق مى‌کند.
تمام شد؛ صداى شکست امپراتورى زر و زور از دور به گوش مى‌رسد

ما باید هواى خودمان را داشته
باشیم. ما باید بدانیم که قوى هستیم. ما باید ایمانها و عشقها را در خدمت هدفهاى
والا هدایت کنیم. مردم ما مؤمنند. مردم عاشق اسلام هستند. مردم ما از همه چیزشان
براى خاطر اسلام گذشتند. کافى است ما مسلمان باشیم و به آرمانهاى اسلامى وفادار
بمانیم؛ این مردم در صحنه‌اند
آن کسى که احساس ناامیدى مى‌کند،
باید دید در رؤیتش یا در واقعیت وجود خودش، چه اشتباه و چه خللى وجود دارد. ما از
چه کسى مى‌ترسیم؟

بیانات حضرت آقا در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه – ۷۰/۶/۲۷

پی نوشت : بعضی حرفها رو برای کنایه فهم ها باید بولد کرد.

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

بیماری MS

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

بیماری MS جوری هست که  یک دقیقه زودتر هم برای درمانش وارد عمل بشوند ، بهتر از یک دقیقه بعد است . هزینه های این بیماری بالاست و به عنوان نمونه یک نوع آمپول برای درمان این بیماری در حدود نیم میلیون تومان قیمت دارد که از قرار معلوم باید در فواصل خاصی استفاده بشود. علائم این بیماری عدم کنترل صحیح حرکات پا و دست و لکنت در صحبت کردن است . از علل این بیماری هم وجود افکار منفی ، عصبی شدن  و مواجه شدن با خبرهای ناگوار بصورت ناگهانی می تواند باشد.به تازگی موارد ابتلا به این بیماری در میان جوانان ۲۰ تا ۴۰ سال افزایش پیدا کرده است و ظاهراً نسبت ابتلا در زنان دو برابر مردان است.

تعجب نکنید ، رفته بودم مسجد پیرمردها برای نماز ، یک آقایی که از اعضای یکی از مراکز درمانی هست بعد از نماز اینها را برای جماعت توضیح داد و گفت مدیونید اگر دست به دست برای دیگران و آشنایان و خانواده تان نقل نکنید ؛ شاید کسی خودش خبر نداشته باشد و با علایمش مواجه شده باشد ؛ شاید یک دقیقه زودتر اقدام کردن بتواند گرهی از کار کسی باز کند. وگرنه به قیافه  و سواد ما این حرفها نمی خورد.

پی نوشت : آن آقا می گفت که این بیماری در بین کسانی که چهره ی زیبایی دارند و یا نوابغ پیش می آید ، درصدش را هم از کل مبتلایان گفت که یادم رفت. این را که گفت ، زدم به بغل دستی ام که پاشو بریم ؛ خطر از سرمان گذشت ! 

جهت شفای همه ی مریض ها یک حمد و یک صلوات.

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

اگزوز الاسلام !

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

شما فرض کن جمهوری اسلامی مثل یک خودرو باشد ؛ فرض کردی ؟ این ماشین موتور دارد ، فرمان دارد ، جعبه دنده دارد ، خیلی از اجزای لازم دیگر هم دارد ، اگزوز هم دارد.درست ؟ یک قشری داریم توی جمهوری اسلامی که دقیقاً مثل اگزوز هستند ؛ فقط دود دارند و صدا . توی یک دست انداز هم بیفتی یا یکهو آویزان و جاکن می شود ، یا صدایش گوشخراش تر. یک چیزی در مایه های همان ناصر اگزوزی که جناب امیرخانی در رمان قیدار آورده است.

منتها معلوم نمی شود این چه داستانی است که هر کدام از این حضرات اگزوز الاسلام(!) به قاعده ی موتور بویینگ ۷۴۷ صدا تولید می کنند و به اندازه ی دکل های پارس جنوبی حرارت دارند و به مقدار  سه تا نیروگاه برق گازوئیلی دود تولید می کنند.با وجود این رجال و شاید هم نسوان ، بدخواه و دشمن شما لازم نیست با تیر مستقیم تانک موتور شما بیاورد پایین . یک دست انداز کافی است که این اگزوزها را لق بکند تا آلودگی سمعی و بصری شان شما را آسفالتیزه کند.

در این وبلاگ با زید و عمرو و بکر  کاری نیست و باکی هم ازشان نیست ، از قدیم هم نبوده. ولی وقتی حضرت آقا می فرمایند اوضاع بحرانی نیست و مشکل لاینحلی نداریم ، آن وقت  اگزوزی در می آید که واویلا! وا اسلاما! وا انقلابا! وا ایرانا! یا یک چیزی اش می شود یا واقعاً یک چیزی اش می شود ! وقتی آقا می گوید امید داشته باشید و امید بدهید به همدیگر ، حضرات دود صادر می فرمایند.

یک حرف درون سازمانی هم با بچه های حزب اللّهی : آقا ! خانم ! برادر ! خواهر ! بسیجی ! جامعه اسلامی ! انجمن اسلامی ! افسر جنگ نرم ! بچه هیئتی ! از کوره در نرو . جا نزن . نگو به من چه . ما کار نکنیم ، کسی نمی آید این بار را بر دارد.به اگزوز الاسلام امیدی نیست . ولی وقتی حضرت آقا می گوید امید ، تحرک و کار ، به نظر نمی رسد که خطاب مستقیم به آن اگزوز داشته باشد ، ولی خطاب حضرت آقا به من و شما بر می گردد. راحت ترین کار همان است که آن بنده خدا در جواب دعوت امام حسین انجام داد : آقا من بروم اهل و عیال سامان بدهم و بیایم ، آقا من شمشیر و اسب خوب دارم ، آقا من کذا هستم و …

بیاییم کار کردن برای خدا و دینش را از جهنم یاد بگیریم! وقتی که بصورت گله ای افراد مستوجب آتش را می اندازند تویش ، خطاب می شود که ای جهنم ؛ پر شدی ؟ جناب جهنم جواب می دهد : باز هم هست ؟! بیشتر از این باز نکنم روضه که برویم به کار و زندگی مان برسیم.

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

پازل بازی می کنیم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

برنامه ی آمریکا برای جمهوری اسلامی طی ماه های آینده در یک جمله :

ایجاد کانون های بحران و تبدیل آنها به یک بحران کانونی در فرصت مناسب.

پی نوشت یک : دوستان قطعات پازل رو گم و گور نکنن لطفاً.حق الله و حق النّاسه.

پی نوشت دو : در جمله ی فوق “کانون ها” ، “بحران” و “بحران کانونی” کلیدواژه نیستند.حتی “فرصت” هم کلید واژه نیست. “مناسب” کلید واژه است چون حرف آخر است.فتأمل. 

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

سامری برای دموکراسی ، دموکراسی برای گوساله ، گوساله برای سامری

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

امروز داشتم مقداری کفریات می خواندم! بیایید تصور کنیداگر قرار می شد ارز هاش دموکراتیک و جامعه مدنی را قلفتی برداریم و ببریم در زمان حضرت موسای کلیم علی نبینا و آله و علیه السلام. نگویید شرایط فرق می کند و امور تابع زمان و مکان هستند و نمیشه … داداش جون ! نمیشه نوار سوسنه.

جماعتی که دیدند در روز جشن عصا اژدها شد و چه کرد و بعد هم از دست فرعون خلاص شدند و به چشم دیدند که نیل شکافت و کلهم اجمعین شان از آن رد شدند (نکته : یعنی لازم نبوده برای همدیگر قسم حضرت یعقوب بخورند که آقا به پیر به پیغمبر چنین اتفاقی افتاده ، الباقی حکایات و عبرتهای بنی اسراپیل باشد طلب اهلش) وقتی سامری پرچم گوساله ی زرین را برد بالا … خلص من جمیع آنچه دیده بودند ، برگشتند. حالا شما همان گوساله را بیار و شنیسل مرغ بار کن ! دموکراسی یعنی اینکه اکثریت رفتند سمت قبله ی سامری لهذا به جهت کثرت گرایی بیاییم وسط دین حضرت موسی یک پرانتز باز کنیم و جامعه ی مدنی بسازیم مثل هلوی انجیری صادراتی . اگر فکر کرده اید که الان نویسنده خواهد نوشت که بابا ! این که جور در نمی اید و نمی شود ، با اجازه تان نابینا خوانده اید مخاطب گرامی. نمیشه نوار سوسن است و این هم خودش جزو الزامات همان جامعه ی مدنی است لابد منه. کما اینکه داد زدند و دارند داد می زنند که بیایید جامعه مدنی را به کدخدایی اعقاب پرزیدنت واشنگتن و شهید لینکلن بسازیم ، سفره ای پهن کنیم به قاعده ی کره ی آبی و خاکی و کفگیر را بدهیم دست عمو سام که من و سلوی را با نان اضافه سر سفره بیاورد و تخس کند بین «خلق الله» ، قربة الی مجسمة الحریة . فلذا دموکراسی و سالاریتی که از آن مردم باشد یکهو ممکن است در یک مثبت و منفی اشتباه بکند و رد شدگان از نیل ، گوساله پرست بشوند . گوساله ای که طلایی که کیفیت صدا و تصویرش هم اچ دی است و جان می دهد سامری تویش بدمد و خلقی را گمراه کند . فتامل داداش جون !

پی نوشت یک: یکی از بزرگواران در مورد انتخابات آمریکا پرسیده بودند . تشریف ببرید و در این سایت  چترتان را پهن کنید که در این زمینه خیلی پر و پیمان است.

پی نوشت دو : اگر «آخرین روزهای زمستان» بخواهد به همین شکل خیره کننده ادامه بدهد مجبور می شویم جایگاه نخست را از آژانس شیشه ای بگیریم و بدهیم به این برنامه.

پی نوشت سه : دلار را از سفره مان حذف کرده ایم و دیگر نهار و شام دلار نمی خوریم و قوت غالب ما هم مثل مستضعفین شده نان و برنج و ماکارونی. فلذا سوال نفرمایید. مانع کسب است!

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

"این که زندگى نشد"!

بسم الله
الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

در این‌جا مناسب است که مختصراً یک بحث عرفانى و معنوى مطرح کنم. ما
کمتر به حقایق این بحثها توجه مى‌کنیم؛ هر چند بیشتر حقایق هم همان‌جاست. بحث این
است که اصلاً ما این حیات و زندگى را براى چه مى‌خواهیم؟ وقتى شما اتومبیلتان را
بنزین مى‌زنید و در آن روغن مى‌ریزید و مرتب مى‌کنید، براى این است که سوار آن
بشوید و به جایى برسید. اگر چنانچه کسى این باک را از بنزین پُرکند و سوار شود و
روشن کند و به سمت پمپ بنزین بعدى برود و در آن جا مجدداً باک را پُرکند و باز
ماشین را روشن کند و به طرف پمپ بنزین سومى برود و همین کار را تکرار کند و ادامه
دهد، چه هدفى را دنبال کرده و چه فایده‌یى را تأمین نموده است؟! این که زندگى نشد.
اگر هدف از پُر کردن باک و مرتب کردن ماشین این باشد که حرکت کنیم تا به جایى
برسیم که مجدداً همین کار را بکنیم، هیچ هدف مشخصى را دنبال نکرده‌ایم
.

شما این موتورى که اسمش جسم و
وجود شماست، براى چه مرتب مى‌کنید؟ آیا ما غذا مى‌خوریم تا جان بگیریم و راه
بیفتیم و حرکت و تلاش کنیم و نانى گیربیاوریم و دوباره بخوریم؟! اگر دوباره این
نان را هم گیرآوردیم و در جسممان ریختیم، با خوردن نان دوم، باز جان و حرارت و
حرکت و توانى پیدا مى‌کنیم. واقعاً با این توان، باید چه کار کنیم؟ آیا باز دوباره
به سمت نان حرکت کنیم؟! این که زندگى نشد. این، چیز پوچى است. آیا انسان در همه‌ى
سالهاى متمادى بخورد تا بتواند کار کند و بعد با کار خود، وسیله‌ى خوردن پیدا
کند؟! این که یک دورِ دایمىِ خیلى بى‌ربطى شد. این‌گونه زندگى که فایده‌یى ندارد
.

من در ماشینم بنزین مى‌ریزم که با
آن بتوانم خودم را به نقطه‌ى محبوب و معشوق و آن جایى که کار دارم، برسانم. البته،
وقتى مى‌خواهم به آن جا برسم، طورى راه را انتخاب مى‌کنم که پمپ بنزینى هم وسط راه
باشد. اما هدف، آن پمپ بنزین نیست، هدف آن جاست. ما باید غذا بخوریم تا براى رسیدن
به مقصودى، توان و حیات پیدا کنیم. آن مقصود چیست؟ آن را باید پیدا کرد. آن معشوق
چیست؟ دنبال او باید رفت. او، آرمانها و آرزوهاى فراتر از چارچوب جسم من و شماست.
تلاش ما براى آن آرزوست
.”

بیانات حضرت آقا در دیدار با فرماندهان یگان های عمده ی عملیاتی نیروی زمینی
و هوانیرو
ز.۶۸/۱۲/۵

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
و عجّل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

صحن تو ، آسمان تو ، گنبد طلای تو ، حتّی مجال کرب و بلای مرا گرفت

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

“امام رضا با قبول ولیعهدی ، دست به حرکتی می زند که در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی نظیر بوده است و آن برملا کردن داعیه ی امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده ی غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمانهاست.تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن ، سخنانی را که در طول یکصد و پنجاه سال جز در خفا و تقیه و به خِصیصین(افراد بسیار خاص) و یاران نزدیک گفته نشده بود به صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمولی آن زمان که جز در اختیار خلفا و نزدیکان درجه ی یک آنها قرار نمی گرفت ، آن را به گوش همه رساند.

- مناظرات امام در مجمع علما و در محضر مأمون که در آن قوی ترین استدلال های امامت را بیان فرموده است ،

- نامه ی «جوامع الشّریعة» که در آن همه ی رئوس مطالب عقیدتی و فقهی شیعی را برای فضل بن سهل نوشته است ،

- حدیث معروف امامت که در مرو برای عبدالعزیز بن مسلم بیان کرده است ،

- قصاید فراوانی که در مدح آن حضرت به مناسبت ولایتعهدی سروده شده و برخی از آنان مانند قصیده ی دعبل و ابونُواس همیشه در شمار قصاید برجسته ی عربی به شمار رفته است ، نمایشگر این موفقیت عظیم امام است.”

از کتاب انسان ۲۵۰ ساله ، بیانات حضرت آقا درباره ی زندگی سیاسی – مبارزاتی ائمه معصومین علیهم السّلام ، موسسه ایمان جهادی ، ۱۳۹۰ ، ص ۳۱۵ ( با کمی ویرایش)

در حاشیه : امام رضا علیه السّلام در دل دشمن چطوری از رسانه استفاده می کردند، ما هم در این دوره زمانه چطوری استفاده می کنیم! امام تهدید مهلک را به فرصت طلایی تبدیل می کنند، ما در و پنجره را می بندیم که تهدید به چشم مان نیاید! حسرت می خورم که سواد رایانه ای و نرم افزاری کافی ندارم که بتوانم ده تا کلیپ صوتی سه دقیقه ای و سریالی با موضوع زندگی پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله و سلّم بسازم و به ایمیل کاخ سفید فوروارد کنم .

آمده بودم از این بنویسم که شهادت ائمه در برهه ای رخ داده است که سیر موفقیت های آنان در تحکیم و ترویج حکومت الله شتاب فزاینده گرفته است … آمده بودم بنویسم که شهادت جایزه ای است که در کانون سختی ها و مصائب ساخته می شود که نشد بنویسم … فوز عظیم در پس ذبح عظیم است. فتأمل که مذبح امروز ما کجاست و چه طلب می کند که تا امتحان هست جزا و پاداش هم هست…

ای مهربانترین کرم سفره ی گدا ، یا ایّها الرئوف و یا ایّها الرّضا ، امشب خدا کند که تو را ای حضور نور ، این قوم اشتباه نگیرند با خدا ! / ای لطف بی نهایت شبهای زائران ، یکبار ما … سه بار شما پیش ما بیا ! / با گریه های توست اگر گریه می کنیم ، ای روضه خوان گریه ی ابن شبیب ها / “یا بن شبیب ! گریه فقط بر غم حسین … یا بن شبیب ! گریه فقط بهر کربلا…” (از جناب علی اکبر لطیفیان) (+) (+) (+)

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

در یک بینش خشک وغیر انسانی ، تنها انگیزه ای که آدم ها را به کار وا می دارد «کسب پول بیشتر» است و پیوند اقتصادی انسان ها با کارشان کاملاْ منقطع شده است . اگر بخواهیم با همین بینش ، راهیان کربلا را آنچنان که عادت غربی ها است ، به مثابه یک «پدیده» مورد بررسسی قرار دهیم ، گرایش وسیع مردم برای شرکت در صفوف راهیان کربلا و جانبازی برای اسلام اصلاْ قابل درک نیست ، چرا که هیچ «توجیه اقتصادی» ندارد. در علم امروز که بنیان آن بر «پدیده شناسی» است ، همه ی امور همچون پدیده های صرفاْ فیزیکی و مادی مورد بررسی قرار می گیرند ، به راستی با این بینش چگونه می توان عشق به کربلا را معنا کرد ؟ در نظام های اجتماعی این روزگار که تحت سیطره ی دیکتاتوری اقتصاد شکل گرفته است پول همواره طرف دوم معادله ای است که به همه چیز معنا و مفهوم و ارزش می بخشد . آن چه را که نتوان با پول سنجید اصلاْ در دنیا وجود ندارد.

عصر ما براستی عصر شگفتی ها است . از یک سو نظری به ان چه درون اسمان خراش های «وال استریت» می گذرد بیندازید و از سوی دیگر به «صلواتی»های جبهه نگاه کنید. وقتی انسان بنیان کار و حیات خویش را بر اعتقاد خود بنا کند، نخستین چیزی که نقش محوری خود را از دست می دهد پول است و درست به همین علت ، انسان در محدوده ی جبهه ی اسلام به پول نیازی ندارد. در جبهه ، دیگر به پول که همه چیز را بصورتی قلابی و غیر حقیقی به یکدیگر پیوند می دهد ، نیازی نیست و این چنین ، اقتصاد پولی به «اقتصاد صلواتی» تبدیل می شود. (۱)

پی نوشت :امروز توی ماشینی بودم ، به جای صحبت از برنامه های ماهواره و اینا (!) محمد اصفهانی چهچه می زد که برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدن … خیلی ها میگن خیاله ولی ما خیالُ دیدیم و از این حرفا … سلام من به آنهایی که آنقدر دلار مبادله می کنند رب النوع دلار شده اند ، سلام من به ملتی که بر دلار توکل می کنند ( که پشتش نوشته توکلنا علی الله و لابد توکل به دلار در طول توکل به خدا است )، سلام من به آنهایی که قرآن را می خوانند و ختم می کنند و نمی بینند  من یتق الله یجعل له مخرجا (۲) ، سلام من بر گریختگان از معرض استماع این آیه : وما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها ویعلم مستقرها ومستودعها کل فی کتاب مبین (۳) … و سلام خدا بر آن شقایقهای آتش گرفته

(۱) توسعه و مبانی تمدن غرب ، شهید آوینی ، نشر واحه ، صص ۱۲۴ و ۱۲۵

(۲) قرآن کریم ، خداوند متعال ، نشر بشر، سوره ی مبارکه طلاق ، آیه ی شریفه ی ۲ : هر کس از خدا پروا کند [خدا] براى او راه بیرون‏شدنى قرار مى‏دهد

(۳) قرآن کریم ، خداوند متعال ، نشر بشر، سوره ی مبارکه هود ، آیه ی شریفه ی ۶ : و هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر [اینکه] روزیش بر عهده خداست و [او]
قرارگاه و محل مردنش را مى‏داند همه [اینها] در کتابى روشن [ثبت] است.

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها:

بی بهره نمانَد کسی از دست کریمت ، ضرب المثل کلّ ملل خُلق عظیمت

شهریور ۲۶م, ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

محبوب ترین بنده ی دادار: محمّد … گنجینه ای از عالم اسرار : محمّد … از عرش بیا دل بکن این بار محمّد ! … از فُلک و فَلک بگذر و بگذار محمّد!… تابنده شو ای مطلع الانوار محمّد!… امروز تویی گرمی بازار محمّد!

مقصود تویی جنّ و بشر دور تو گردند ، منظومه تویی شمس و قمر دور تو گردند ، موسی تویی طور و شجر دور تو گردند ،  روح القدس و ابن و پدر دور تو گردند ، افلاک نه پا که به سر دور تو گردند ، ای خال لبت نقطه ی پرگار محمّد…

انوار رخت رونق شب را که شکستند… آتشکده و هیبت کسری که شکستند… بت ها وسط بتکده درجا که شکستند… تندیس نماهای خدا تا که شکستند… در قبله همه قبله نماها تا که شکستند… شد قبله گه قبله پدیدار محمّد!

جان دگری آمده در پیکر مکّه، عطر قدم توست به سر تا سر مکّه، نامت شده پرچم روی بام و در مکّه، ای درّ یتیمی که شدی گوهر مکّه، باید شوی تو یک روز پیغمبر مکّه، آن روز تویی سید الابرار محمّد!

شاهنشه لولاکی و جبرئیل ندیمت ، بالاتر از ادراکی و عقل است یتیمت ، از خاک به افلاک گدایان قدیمت ، بی بهره نماند کسی از دست کریمت ، ضرب المثل کلّ ملل خلق عظیمت ، بر لطف تو دشمن کند اقرار محمّد !

لبخند بزن ای به لبت آیه ی رحمت ، چشمی بگشا ای نگهت مایه ی رحمت ، حرفی بزن ای لفظ تو آرایه ی رحمت ، پشت سرت افتاده زمین سایه ی رحمت ، دین تو به پا خاسته بر پایه ی رحمت ، عالم ز عنایات تو سرشار محمّد…

راهی شدن از ما ؛ هدایتگری از تو ، فرمانبری از ما و پیغمبری از تو ، یک امت یکدست ز ما ؛ رهبری از تو ، نوکر شدن محض ز ما ؛ سروری از تو ، دلبستگی از جانب ما ؛ دلبری از تو ، ای دلبر و دلداده ی دادار ؛ محمّد…

باید ز ستم باز رهانی همه جا را ، باید بچشانی به بشر طعم صفا را ، باید بشناسند همه رسم وفا را ، تا که بکُشی جهل و زر و زور و ریا را ، باید ببری همره خود شیر خدا را ، پس این تو و این حیدر کرّار ؛ محمّد…

در بیشه اسلام بگو شیر نرت کیست؟ ، هر جا که بخواهی بروی پشت سرت کیست؟ ، رو در روی امواج حوادث سپرت کیست؟ ، با جان و دلش علّت دفع خطرت کیست؟ ، جای تو به بستر شب قبل از سفرت کیست؟ ، در غار که لازم نشود یار ؛ محمّد ! 

آن کس که ردای نبوی را به تو بخشید ، تقدیر و قضا را به دو دنیا به تو بخشید ، وقتی علی عالی اعلی به تو بخشید … وقتی ز کرم امّ ابیها به تو بخشید … سرمایه خود را زد و یکجا به تو بخشید ! لعنت به هر آن کس که کند انکار محمّد…

با روز یکی کرد طلوعت شب ما را ، بردی به فراسوی افق کوکب ما را ، در دست گرفتی علَم مکتب ما را ، تا پر کنی از کوثر حق مشرب ما را، تسبیح کند فضل خدا مکتب ما را ، وقتی که شود صادق علمدار محمّد …

دینی که قرار است شود دین جهانی … باید هدفش را به سرانجام رسانی ، باید که علی را به حکومت بنشانی،  اما شب و روز تو شود اشک فشانی ، گویا که ز آینده ی امت نگرانی … داری خبر از فتنه ی اشرار محمّد…

این دشت که در سیطره ی مار می افتد … دین بعد تو در حلقه ی اغیار می افتد… چون اشک ، وصیّ تو ز انظار می افتد … آتش به سراپرده ی اسرار می افتد … بانوی حرم در پس دیوار می افتد… خون می چکد از دیده ی مسمار محمّد…

دودی که از این شعله به اعماق فضا رفت … ظلمی است که اِعمال جزایش به جزا رفت ، روزی اثرش تا حرم کرب و بلا رفت … آتش به سوی خیمه گه آل عبا رفت … فریاد نوامیس امامت به هوا رفت … شد نیزه نشین قافله سالار محمّد…

آسان نشده جاده ی دشواری اسلام ، کفّار نشستند به خونخواری اسلام ، امروز دعا کن ز پی یاری اسلام …  پیروز شود جنبش بیداری اسلام … مشتی به سر غرب فرود آر ؛ محمّد …

ما مفتخر از سایه ی اقبال تو هستیم ، ایمان به تو داریم و مسلمان تو هستیم ، ماییم که از دوده ی سلمان تو هستیم ،جمهوری ِ اسلامی ِ ایران ِ “تو” هستیم … پشت سر رهبر ،  سر پیمان تو هستیم ،تا آمدن دولت دلدار؛ محمّد …

پی نوشت : متأسفانه شاعر این اشعار محشر را نمی شناسم ولی این مدح را حاج محمود کریمی در شب میلاد رسول الله صلّ الله تعالی علیه و آله و سلّم و ولادت امام صادق علیه السّلام خوانده است .

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و اهلک اعدائهم

دسته ها:وبلاگ اسکالپل برچسب ها: